تصرّف در اموال دیگران‌

تصرّف در اموال دیگران‌

تصرّف در اموال ديگران‌

سوال 1 :

- يک زمين زراعى در يکى از روستاهاى ساوجبلاق کرج است که اين زمين در سابق حق اهالى آن روستا بوده ولى بعد که به صورت ارباب و رعيتى درآمد از سال چهل و دو به بعد ارباب که خودش يکى از مهره‌هاى رژيم منفور گذشته بود با زور زمين مذکور را از دست اهالى گرفت، تا سال پنجاه و چهار اهالى آن روستا زمين ديگرى را زير کشت قرار دادند و در اين مدت زمين مذکور باير بود بعد از اينکه زمين مذکور به دست اهالى محترم زير کشت رفت ارباب، زمين مذکور را که حق اهالى بوده به يک نفر به عنوان مسکن سازى فروخته آيا فروختن زمين مزبور از نظر شرع مقدس اسلام صحيح است يا نه؟

جواب:

- اگر زمينهاى فروخته شده مورد حق غير فروشنده بوده فروش صحيح نيست مگر با اجازه صاحبان حق و نزاع بايد در محکمه شرعيه حلّ شود.

سوال 2 :

- به سوالات زير پاسخ بفرماييد: 1- عده‌اى از خورده مالکين که‌

استفتاءات، ج‌2، ص: 517

زمين خود را به ديگران داده‌اند تا کشت نمايند همه ساله طبق قرارداد قبلى مقدارى از عوايد آن را به صاحبان و متصرّفان قبلى مى‌دادند از امسال از دادن آن خوددارى مى‌کنند تکليف شرعى آنها چگونه است؟

2- مالکين قبلى که در اصلاحات ارضى، ده آنها تقسيم شده و مقدارى از زمين آن ده را مالک قبلى متصرف شده و سند مالکيت گرفته حال زارعين ادعا مى‌کنند که ملک فوق هم مى‌بايست مانند ساير زمينها تقسيم مى‌شد و نشده و فعلا اقدام به کشت ملک فوق نموده‌اند بفرماييد در اين رابطه تکليف چيست تا عمل شود؟

جواب:

- تصرف در ملک غير بدون رضايت مالک جايز نيست و موجب ضمان است و اجرت مدتى که استفاده شده بايد به مالک داده شود.

سوال 3 :

- قبرستان قدمگاه کاشان از طرف عالم ربانى سيّد فخر الدين (پدر امامزاده سيّد اعظم سيّد على که فعلا صحن و بقعه او در قدمگاه است) که يکى از اولاد امامزاده يحيى است که گنبد و بارگاه آن در تهران است بنا شد و در سال 926 هجرى قمرى وقف بر دفن اموات مسلمين شده در زمان طاغوت قبور مسلمين حتى قبور عده‌اى از علماى بزرگ و سادات عاليقدر را برهم زدند و مانع از دفن شدند و در آن خانه و مدرسه و غيره بنا کردند آيا مى‌توان در حوضهاى آن وضو گرفت و در آن بناها نماز خواند يا حکم غصب بر آن جارى و وضو و نماز در آن باطل مى‌باشد؟ و همچنين در رابطه با بعضى از مساجدى که در مسير خيابانها واقع شده است نظر مبارک چه مى‌باشد؟

استفتاءات، ج‌2، ص: 518

جواب:

- اگر وقف بودن قبرستان ثابت است تصرفات مذکوره حکم غصب را دارد و مساجدى که در مسير جاده واقع شده است اگر به هيچوجه احتمال عود ندارد حکم مسجد بر آن مترتب نمى‌شود.

سوال 4 :

- اگر کسى زمين موات را احيا کند و به صورت باغ يا زراعت در آورد مى‌توان بالأجبار از او گرفت؟

جواب:

- جايز نيست و رسيدگى موکول است به دولت اسلامى و مراعات مقررات لازم است.

سوال 5 :

- چنانچه قناتى که داراى آب هست ولى به علت اختلاف بين چند نفر از مالکين و خرابى قسمتى از قنات و عدم توجه بعضى از مالکين، فعلا از آب آن استفاده نمى‌شود و در نتيجه جمعى از مالکين و زارعين اقدام به حفر چاه عميق نموده‌اند آيا آن عده که مالکيت از آب قنات ندارند مى‌توانند اراضى را بدون اذن مالک شرعى تصاحب و تصرّف نمايند؟

جواب:

- زمين اگر مالک شرعى داشته باشد تصرف در آن منوط به اذن و رضايت مالک است.

سوال 6 :

- نظر مبارک درباره چشمه‌اى که مورد نياز و استفاده همگان‌

استفتاءات، ج‌2، ص: 519

مى‌باشد آيا شخص يا اشخاصى مى‌توانند تملک کنند يا نه؟ و در صورت مثبت بودن جواب آيا ثبت، مملک و ملک آور است يا نه؟

جواب:

- اگر چشمه در ملک شخصى آنها نيست و مورد استفاده عموم است تملک آن براى ايشان جايز نيست.

سوال 7 :

- ديمزارى از چندين سال قبل بين اهالى محل تقسيم گرديده و قباله دارند و سالهاى سال در تصرف کشت و زرع داشته‌اند و در سال 1318 سهم هر کس را به عنوان مالکيت به نام افراد ثبت نموده‌اند و همچنين مخارج زمين از قبيل حقوق کدخدايى و خرج ديوانى و غيره را هر کس به سهم خود پرداخت نموده است و از سال 1342 به دستور طاغوت زمينها را گرفته جزو شکارگاه قرار داده‌اند اکنون که بعد از انقلاب زمينها آزاد شده و مالکان زمين آماده کشت و زرع هستند چند نفر از اهالى محل (که در آن زمان هنوز متولد نشده بودند) اکنون اظهار مى‌دارند چون طاغوت زمين را گرفته و حالا آزاد شده است سهم قبلى را قبول ندارند خواهشمند است نظر مبارک را در اين باره مرقوم فرماييد؟

جواب:

- تصرف در ملک غير بدون رضايت مالک غصب و حرام است و رسيدگى موکول به دولت اسلامى است.

سوال 8 :

- عده‌اى به استناد جمله‌اى از سخنان [شما] تحت عنوان "منتظر نباشيد

استفتاءات ج‌2 526 س 22 ..... ص : 526

استفتاءات، ج‌2، ص: 520

ديگران برايتان کار کنند" مسافرخانه‌ها و پاساژها را تصرف مى‌کنند و مى‌گويند به فرموده امام نبايد منتظر اقدام ديگران باشيم و مى‌خواهند مناطق مذکور را به صورت اطاق در آورده و به دانش آموزان فاقد مسکن دهند با توجه به اينکه از مراجع و حاکم شرع در اين رابطه سوال شده گفته‌اند خلاف عقيده انقلابى است آيا اين اعمال منع قانونى و شرعى دارد يا خير؟

جواب:

- تصرف در ملک غير بدون رضايت او غصب و حرام است.

سوال 9 :

- مالى که به عنوان جهيزيّه زن به شوهر سپرده شده و پس از مطالبه آن را نمى‌دهد آيا احکام وديعه و امانتدارى در اين مورد جارى است يا احکام غصب؟

جواب:

- اگر امانت سپرده شده و پس از مطالبه پس نمى‌دهد در حکم غصب است.

سوال 10 :

- نظر حضرت عالى درباره زمينهاى موقوفه‌اى که دولت زمان طاغوت تصرف کرده و براى کارمندان خودش ادارات و خانه ساخته است چيست؟

جواب:

- بدون نظر متولى شرعى و مراعات جهت وقف جايز نيست.

سوال 11 :

- اگر مالکى زمين معلوم و مشخص خود را در زمانى که مزرعه‌

استفتاءات، ج‌2، ص: 521

آب نداشته به شخصى داده که از آب مزرعه ديگر بکارد. حالا پس از آنکه چاه عميق حفر شود و مالک خود سهم چاه داشته و علاقه زيادى هم به کشاورزى داشته باشد و بخواهد خودش استفاده نمايد آيا آن شخص بايستى زمين مذکور را جهت کشاورزى به صاحبش مسترد نمايد يا خير؟

جواب:

- اگر زمين مذکور به احيا يا خريدن از محيى ملک شده تصرف و استفاده غير مالک از او منوط به اذن و رضايت مالک است.

سوال 12 :

- مالک خانه خراب و متروکى حاضر به تعمير آن نيست و باقى ماندن آن با وضع کنونى موجب ضرر و ناراحتى اهل محله و به خصوص همسايگان آن خانه است آيا شرعا جايز است ديگران آن را گرفته بازارچه و پاساژ بسازند تا جلو ضرر گرفته شود يا نه؟ و اگر جايز نيست راه شرعى جلوگيرى از ضرر و ناراحتى چيست؟

جواب:

- تصرف در ملکى که مالک از آن اعراض نکرده بدون رضايت مالک جايز نيست و به مقامات صالحه مراجعه شود تا به طريق مشروعى ضرر را دفع نمايند.

سوال 13 :

- ما چندين خانواده هستيم که در يک سرى خانه‌هاى يک اطاقى زندگى مى‌کنيم و سبب نشستن ما در اين خانه‌ها هم فردى بود که در بنيادى کار مى‌کرد روى اين حساب ما فکر مى‌کرديم که اين خانه مال‌

استفتاءات، ج‌2، ص: 522

آن بنياد مى‌باشد ولى چند وقت پيش ديديم که مالک خانه‌ها آمد و گفت که خانه‌ها را تخليه نماييد چون من راضى نيستم و فعلا هم اين خانه‌ها مصادره نشده است و نخواهد شد. حال با توجه به اينکه ما هيچکدام طاقت و وسع گرفتن حتى خانه اجاره‌اى را هم نداريم چندين سوال براى ما مطرح است: 1- آيا ما مى‌توانيم در اين خانه‌ها بنشينيم و نماز خود را در مسجد محله يا بيرون خانه بخوانيم يا اينکه اصلا نشستن ما در خانه‌ها حرام است؟

2- با توجه به وضعيّت مالى ما و اينکه مثلا بنياد خانه‌اى به کسى نمى‌دهد اگر ما در اين خانه‌ها نباشيم پس کجا زندگى نماييم و تکليف ما چيست؟

3- اين خانه‌ها داراى برق نبودند و ما با توجه به اينکه احتياج مبرم به برق داشتيم و از طرفى هم به اين خانه‌ها در اين شرايط کنتور برق نمى‌دادند يک شعله برق بدون اطلاع برق منطقه کشيده‌ايم تکليف ما در اين مورد چگونه است؟

جواب:

- اگر يقين داريد که اطاقها مالک شرعى دارد و به غير وجه شرعى تصرف شده بايد به هر نحو که ممکن باشد رضايت مالک شرعى را کسب نماييد و استفاده از برق و آب منوط به اجازه دولت اسلامى است.

سوال 14 :

- قناتى است متعلق به يک قريه و مورد استفاده همه، آيا شخص خاصى از اهل قريه مى‌تواند بدون رعايت نوبت ديگران موتور گذاشته از آن قنات استفاده کند يا خير؟

جواب:

- در فرض مذکور حق ندارد.

استفتاءات، ج‌2، ص: 523

سوال 15 :

- در زمان طاغوت دو تا روستا مجاور هم بودند که براى يکى از اين روستاها چاه آب مخصوص لوله کشى حفر کردند که اين چاه نزديک قنات روستاى ديگر بود و آن قنات قسمت اعظم زمينهاى زراعتى قريه را مشروب مى‌نمود اهالى روستاى صاحب قنات در آن زمان مکرر به ادارات دولتى مراجعه و تقاضاى دادرسى کردند ولى رسيدگى نشده بعد از انقلاب هم که فرمان مبارک امام براى رسيدگى به امر مستضعفين صادر شده باز مکرر به ادارات مراجعه کرده‌ايم ولى کسى به داد ما نرسيده اينک با استفاده از چاه مزبور عده‌اى زارع از کار زراعت بى‌بهره مانده‌اند آيا براى اهالى قريه مجاور مجاز و مشروع است از اين آب استفاده کنند يا خير؟

جواب:

- اگر محرز شود که چاه، آب وارد شده در قنات را جذب کرده تصرف در آن بدون رضايت صاحبان قنات جايز نيست.

سوال 16 :

- اينجانب فردى هستم مؤمن و معتقد به اصول اسلامى که فرائض دينى و تکاليف شرعى و الهى را با تقليد و پيروى از آن پيشواى بر حق انجام مى‌دهم و چون پيرو آن جناب هستم و اخيرا خود آن زعيم عاليقدر فتوى داده‌اند که: "زمين مربوط به خدا است و مالک اصلى و خصوصى ندارد و کلّيه مسلمين بايستى از زمين به طور تساوى استفاده کنند". بنابر اين ديگر طبق اين فتوى تصور نمى‌کنم مسائلى که در رسالات در مورد مکان نمازگزار نوشته شده صحت داشته باشد و علت اينکه من تا به حال براى تأمين مسکن خود از زمين مردم استفاده نکرده‌ام اعتقادم بر اين مسأله بوده ولى حالا طبق فتواى آن جناب تصوّر نمى‌رود اشکالى داشته باشد که‌

استفتاءات، ج‌2، ص: 524

من و امثال من به قدر احتياج و بدون اذن و اجازه مالک زمين مقدارى از زمينهاى موجود را به نفع خود محصور و در آن احداث بنا نماييم بنابر اين اگر اجازه دهيد و مجوز شرعى آن را کتبا در جرايد صادر فرماييد مستضعفين خودشان زمين مورد احتياجشان را با توسل به اين فتوا تصرف خواهند کرد البته عده‌اى از مردم با استفاده از اين فرصت به زمينهاى مردم تجاوز کرده و به اندازه رفع نياز خود تصرف کرده‌اند لطفا نظر خود را در اين زمينه و صحت و سقم فتواى مذکور بيان فرماييد؟

جواب:

- تصرف در ملک غير بدون رضايت مالک جايز نيست و من چنين فتوائى نداده‌ام.

سوال 17 :

- درختهاى ميوه‌اى که در غرب کشور است و صاحبان آنها معلوم نيست از قبيل خرما، ليموترش، ليمو شيرين، سيب و غيره آيا رزمندگان اسلام و غير ايشان مى‌توانند جهت خوردن از آنها استفاده کنند يا خير؟

جواب:

- تصرف در مال غير جايز نيست مگر با رضايت صاحب آن.

سوال 18 :

- اينجانبان با تحمل زحمات و هزينه‌هايى براى احياى کشاورزى در حومه شهرى امتياز برق از اداره برق گرفته و چاه عميقى احداث و مشغول کار شده‌ايم و ترانس برق را هم خودمان خريدارى و نصب کرده‌ايم اخيرا در مجاورت مزرعه ما يک مرغدارى بنا شده که بدون رضايت ما برق مرغدارى را به ترانس اختصاصى مزرعه وصل نموده است و ما هر چه به اداره برق مراجعه مى‌نماييم که اين کار بر خلاف قانون و مورد خسارت‌

استفتاءات، ج‌2، ص: 525

اينجانبان مى‌باشد توجهى ندارد و به صاحب مرغدارى هم اجازه داده‌اند که از آن برق استفاده نمايد آيا از نظر شرع اين عمل مجاز است يا خير؟

جواب:

- استفاده از ملک مشروع غير منوط به اجازه مالک است و بدون اجازه مالک غصب و حرام و موجب ضمان است ولى مقررات و قوانين دولت اسلامى نيز لازم المراعات است.

سوال 19 :

- فردى در هند قطعه زمينى را از پسر عموى خود خريدارى کرده است، اين زمين بر اساس مدارک سال 1970 تعلق به سوال کننده دارد و از اجداد وى به ارث رسيده است البته پس از اصلاحات ارضى در هند نيز اين زمين به ايشان تعلق گرفت. پسر عموى اين فرد مبلغ 1000 روپيه پرداخته تا به صورت غير قانونى نام وى را از مدارک فوق الذکر حذف کنند و سپس 000/ 20 روپيه ديگر پرداخت کرده تا زمين را اشغال کند و اکنون نيز قصد ساختمان کردن و اقامت در اين زمين را دارد که اساسا براى کشاورزى مناسب است به خاطر قدرتى که فرد مزبور دارد صاحب زمين نمى‌تواند از حق خود دفاع کند حال نظر امام را در مورد شرعى بودن اين عمل سوال کرده است؟

جواب:

- تصرف در ملک شرعى غير غصب و حرام است و تنها تغيير و تبديل مدارک موجب انتقال ملک نمى‌شود و اگر نزاعى در بين است به حاکم شرع مراجعه کنند.

استفتاءات، ج‌2، ص: 526

سوال 20 :

- قطعه زمينى بين وارثان تقسيم مى‌شود و هر کدام از آنها سهميه خود را به ارث مى‌برند ولى يکى از وارثين زمين خود را که تقريبا به اندازه يک باب مسکونى کوچک است بدون ايجاد ساختمان يا زراعت يا چيز ديگرى در آن، به مدّت پانزده سال بلکه بيشتر رها مى‌کند و سراغ زمينش نمى‌آيد و چون منزل او در شهر ديگرى بوده است و الآن پيدا کردن آن مشکل است آيا جايز است در آن زمين تصرفاتى از قبيل ايجاد ساختمان نمود يا خير؟ و اگر جايز نيست پس تکليف اين قطعه زمين شرعا چه مى‌شود؟

جواب:

- اختيار زمين به دست مالک شرعى آن است و تصرف ديگرى بدون رضايت مالک جايز نيست.

سوال 21 :

- آيا رفت و آمد و ساير تصرفات آقايان اهل علم به قراء معلوم الحال و استفاده از آبهاى انهار جهت نشر احکام مقدسه اسلام را اجازه مى‌فرماييد يا خير؟

جواب:

- رفت و آمد در مرافق عمومى مانع ندارد، و از انهار کبار نيز استفاده به مقدار متعارف مانع ندارد و در منازل اشخاص با عدم علم به غصبيّت مانع ندارد و رفت و آمد در اراضى وسيعه مانع ندارد.

سوال 22 :

- زمينهايى که در شهرستانها داخل و يا خارج محدوده و مسبوق به زرع مى‌باشد و در تصرف مالکين بوده و داراى سند مالکيت مى‌باشد و آثار زراعت در جدول بندى و تسطيح زمين در آن به وضوح پيدا است و فعلا

استفتاءات ج‌2 532 س 35 ..... ص : 532

استفتاءات، ج‌2، ص: 527

زراعت آن براى موانعى تعطيل شده و همچنين زمينهايى که درخت کارى شده و از کسى هم غصب نشده آيا شرعا مالک هستند يا نه؟ و آيا تصرف ديگران در آن زمين‌ها بدون اذن مالکين جايز است يا خير؟ و آيا ديگرى مالک آن زمينها مى‌شود يا خير؟

جواب:

- در فرض سوال ملکيّت مالکين باقى است و تصرف ديگران بدون رضايت آنها جايز نيست.

سوال 23 :

- قبلا دستگاههاى تصفيه فاضلاب از خارج وارد مى‌شد و کليه وسايل آن هم از خارج خريدارى مى‌گرديد، با مطالعاتى که صورت گرفته معلوم شده اين دستگاههاى پرهزينه با تمام هزينه‌هايى که براى اداره آنها پرداخت مى‌گردد کارايى چندان خوبى نداشته و اگر زمين در اختيار باشد تا بتوانيم سيستم کم خرجى را آماده نماييم هيچ گونه خرجى براى نگهدارى ندارد و ابزار و وسايل مکانيکى هم به طور کل در آن به کار نمى‌رود در بعضى از نقاط، زمين باير به اندازه کافى هست و علاوه بر تأمين زمين تصفيه خانه، از آب خروجى تصفيه خانه هم براى آباد کردن زمينهاى اطراف به خوبى مى‌توان استفاده نمود در بعضى شهرها با اين مسأله روبرو هستيم که زمين باير نيست و ليکن خود مردم شهر آمادگى دارند که براى رفع مشکلات فاضلاب از زمينهاى مزروعى در اختيار تصفيه خانه قرار دهند زمين مورد نياز تقريبا براى هر نفر 5/ 1 متر مى‌باشد آيا اختصاص دادن اين زمينها به تصفيه خانه براى رفع مشکلاتى که فاضلاب در شهرها ايجاد کرده و رهايى از هزينه‌هاى سنگين در صورتى که هيچ امکان ديگرى نباشد جايز است يا خير؟

جواب:

- با رضايت صاحبان زمين اشکال ندارد.

استفتاءات، ج‌2، ص: 528

سوال 24 :

- زمين فعلى ساختمان استاندارى ايلام در دامنه تپه‌هاى شهر و با شيب زياد واقع شده طبق اظهار بعضى از اهالى بيش از بيست سال پيش سابقه کشت ديم دارد که صاحبان آن تدريجا که شهر گسترش يافته با انصراف از کشت به قصد ازدياد قيمت آن را اکثرا فروخته‌اند در سال 54 طبق قانون مربوط به مراتع به علّت شيب زياد ملّى و جزو مراتع اعلان شده و در سال 56 براى ساختمان در نظر گرفته شده و در حال حاضر صاحبان اوليه ادعاى مالکيت دارند اما هيچگونه آثارى دال بر احياى قبلى وجود ندارد و صرفا ادعاى آنان بر اساس شخم زدن و برداشت محصول در سابق مى‌باشد سند هم دارند که بعد از ملى شدن زمينها در سال 54 لغو شده روزها هم کارمندان نماز را در محل نمازخانه برقرار مى‌کنند که اخيرا مورد اشکال بعضى از آقايان واقع شده است از طرف ديگر چون آن قانون لغو شده استاندارى نمى‌تواند پولى بابت اين زمينها بپردازد استدعا دارد بفرماييد:

اوّلا- تکليف مالکيت اين زمين و موارد مشابه چيست؟ ثانيا- در مورد برقرارى جماعت چه بايد کرد؟ و ثالثا- زمينهاى بسيارى طبق قانون مراتع سال 54 ملى اعلان شده در مورد آنها چه بايد کرد؟

جواب:

- تا علم به غصبيّت مکان نداريد نماز صحيح است و اگر ثابت شود که متصرفين سابق قصد تملک زمين نمودند و زمين را با کشت مالک شده بودند و بعدا هم از آن اعراض نکردند تحصيل رضايت آنان لازم است.

استفتاءات، ج‌2، ص: 529

سوال 25 :

- آيا خسارت وارده به اتومبيل شرکت ملى شده که در اثر قصور استفاده کننده ايجاد شده است به عهده آن شرکت مى‌باشد يا شخص استفاده کننده؟

جواب:

- عيب و نقص يا تلف اگر مستند به فعل استفاده کننده باشد ضامن است.

سوال 26 :

- شخصى چند سال قبل، مظهر قنات مشترکين را داخل خانه خود نموده، و آب آشاميدنى اهالى را آلوده مى‌کند. تقاضامنديم تکليف را بيان فرمائيد؟

جواب:

- تصرّفات مزبوره بدون اجازه ساير شرکاء، غصب و حرام و موجب ضمان است.

سوال 27 :

- مدرسه‌اى را بر روى زمينى که صاحب آن راضى نبوده (على رغم داشتن يتيم) به طور غصب ساخته‌اند آيا درس خواندن و اقامه نماز در اين مدرسه، از نظر شرعى به چه صورت خواهد بود؟

جواب:

- اگر به آنچه ذکر شده علم دارد، نبايد به آنجا برود و در صورت جهل، مانع ندارد.

سوال 28 :

- اينجانب خانه‌اى در چندين سال پيش، از شخصى خريدارى و حدود 15 سال با شوهر و فرزندم در آن ساکن بوده‌ايم، در ضمن، اين خانه حدود 50 سال قبل توسّط آن شخص ساخته شده. حال چند نفر از اهالى ده، قفل درب خانه‌ام را شکسته، به دليل آنکه زمين خانه مذکور، در زمان ساخت، محل برج بوده و متعلّق به بيت المال است. براى پايگاه بسيج متصرّف شده‌اند. استدعا دارم نظرّيه خود را در مورد مالکيّت حقير اعلام فرمائيد؟

استفتاءات، ج‌2، ص: 530

جواب:

- تصرّف ملک غير بدون اجازه مالک، غصب و حرام است و مدّعى عدم مالکيّت، تا دعواى خود را به وجه شرعى ثابت نکند، حقّ مزاحمت ندارد. و اگر نزاعى در بين است، به محاکم صالحه مراجعه نمائيد.

سوال 29 :

- فردى با دختر شخصى ازدواج مى‌کند آن شخص (پدر دختر) از نظر مردم متّهم است به رباخوارى، ولى داماد او تا کنون چيزى از او نديده است. و آنها در يکى از منزلهاى او (که در اختيار دخترش و دامادش گذاشته)، زندگى مى‌کنند. آيا از نظر شما نماز خواندن در آن خانه، و زندگى کردن در آن خانه چگونه است و در ضمن به دختر خود هم جهيزيه داده است، و دو نفرى- زن و شوهر- از آن اثاثيه‌ها استفاده مى‌کنند. مسأله اين جهيزيه چيست؟

جواب:

- با فرض اينکه داماد از رباخوارى او اطلاع ندارد و علم بحرمت مالى که در محل ابتلا است ندارد، وظيفه‌اى ندارد، و تصرّف در آن اموال مى‌تواند بکند.

سوال 30 :

- زمين مشجّرى است در همسايگى مسلمانى که شاخه‌هاى درختانش به طرف زمين همسايه خوابيده که با اين عمل، دو ضرر متوجّه همسايه مى‌شود:

1- مالک درخت مجبور است بدون اجازه، يا با اجازه، براى جمع آورى ميوه‌هاى سرازير به زمين غير، حاصل زمين ديگرى را پايمال و نابود کند.

2- سايه شاخه‌هاى سرازير شده درختان مانع از رشد محصول زمينى و

استفتاءات، ج‌2، ص: 531

هوايى زمين ديگرى مى‌شود. استدعاى حکم شرعى داريم!

جواب:

- صاحب درخت، بدون اجازه صاحب زمين، نمى‌تواند در زمين او وارد شود. و چنانچه شاخه‌هاى درخت در زمين او آمده، مى‌تواند از صاحب درخت مطالبه رفع مزاحمت نمايد.

و اگر قبول نکرد، به محاکم مراجعه کند تا اقدام شود.

سوال 31 :

- 1- آيا حفر چاه عميق و نيم عميق، در زمين زراعتى اشخاص، بدون کسب اجازه صاحب زمين، جايز است يا خير؟

2- آيا احداث و کندن کانال و جدول در زمين زراعتى اشخاص، بدون رضايت صاحبان آن، جايز است يا خير؟

جواب:

- هر گونه تصرّف در ملک مشروع غير، بايد با رضايت مالک باشد، و بدون رضايت او، غصب و حرام و موجب ضمان است.

سوال 32 :

- هر گاه 1/ 8 منزل مسکونى شخصى، متعلّق به ديگرى باشد که بابت 1/ 8 اجاره‌اى پرداخت نمى‌نمايد و مالک 1/ 8 راضى نباشد که احدى نماز و روزه و خوردن و آشاميدن و حتى تشکيل مجالس روضه خوانى و غيره در آن منزل انجام دهد، از نظر شرعى چه صورتى پيدا مى‌کند؟

جواب:

- تصرّفات بدون اجازه مالک شرعى يک هشتم، حکم غصب دارد.

استفتاءات، ج‌2، ص: 532

سوال 33 :

- با توجّه به مسأله شماره 2523 مندرج در توضيح المسائل، آن حضرت: اگر زن مطلّقه‌اى بعد از دريافت کلّيّه حقوق شرعى خود، و پس از پايان مدّت عدّه، خانه مسکونى و ملکى شوهرش را ترک نکند و مرد به رعايت موازين شرعى و مصالح اجتماعى مجبور به ترک خانه ملکى خويش گردد، آيا آن زن، غاصب ملک محسوب مى‌شود يا خير؟

جواب:

- پس از پايان عدّه، سکونت در منزل شوهر سابق بدون کسب اجازه وى، غصب و حرام است.

سوال 34 :

- اگر پدرى با اينکه نماز مى‌خواند و بعضى از مسائل شرعى را رعايت مى‌کند، متعهّد به انقلاب نباشد، مثلا با اينکه حقوق کافى دارد (حقوق بازنشستگى) هر وقت بتواند، جنسى را- مثل يخچال- از سهميه دولتى مى‌گيرد و با دو برابر يا بيشتر قيمت خريد مى‌فروشد سود آن پول چه حکمى دارد؟ و غذا خوردن از مال او و احترام او از جانب فرزند چه صورتى دارد؟

جواب:

- اگر کار او خلاف مقرّرات دولت اسلامى نباشد اشکال ندارد. و استفاده از اموال او، تا يقين به غصب نباشد، مانع ندارد.

سوال 35 :

- شخصى است که براى صله رحم وظيفه دارد به خواهرش سر بزند. از طرفى، شوهر خواهر او که يک کارمند جزء است، قبل از انقلاب، يا خود مستقيما رشوه مى‌گرفته و يا رؤساى اداره‌اش مى‌گرفته و سهم او را مى‌دادند. از پولى که مخلوط با پول رشوه بوده منزل مسکونى ساخته و درختکارى کرده. ولى بعد از انقلاب رشوه‌اى نگرفته [است.] تکليف آن شخص (برادر زن) که وظيفه دارد گاهى اوقات به خواهرش سر بزند و از غذاى منزل آنها بخورد چيست؟ نظر شرع‌

استفتاءات ج‌2 540 س 50 ..... ص : 539

استفتاءات، ج‌2، ص: 533

مقدّس را مرقوم فرمائيد.

جواب:

- اگر يقين به غصب بودن نداريد، اشکال ندارد.

سوال 36 :

- زمينى مهريّه کسى بوده، با مدارک شرعيه به ديگرى فروخته و وجه آن را دريافت نموده و خريدار هم معامله را فسخ نکرده، ولى همين زمين مذکور در تصرّف شخص ثالثى بوده که تحويل خريدار نداده؛ آيا بدون اجازه خريدار در آن زمين مى‌شود نماز خواند؟ يا زمين مال خريدار است و از او بايد اجازه گرفت؟

جواب:

- فروشنده اگر ملک شرعى خود را به خريدار فروخته، تصرّف در ملک مزبور موقوف است به اجازه خريدار، که مالک فعلى آن است.

سوال 37 :

- قريب صد سال قبل زمينى وقف مسجدى شده که عوايدش صرف مسجد گردد، زمين فوق به صورت باغ درآمده بود و به مرور زمان باغ مذکور به وسيله باغبان باغ تصاحب شد و بعدا باغ به خيابان برخورد نمود. و مقدارى از آن که باقى مانده بود با مقدارى از راه قديم را شهردارى سابق تصاحب نموده و يک نانوائى ساخته و مقدارى را به بانک تعاون روستايى فروخته که فعلا وسايل زندگانى مردم در بانک تعاونى توزيع و به فروش مى‌رسد و مردم از نانوائى نان خريدارى و از بانک تعاونى هم اجناس خريدارى مى‌نمايند با توجه به اصل زمين اين دو مؤسسه که قبلا وقف بوده است آيا در حال حاضر اجازه مى‌فرماييد که از بانک تعاون روستايى و نانوايى فوق الذکر وسايل و نان خريدارى شود يا نه؟

استفتاءات، ج‌2، ص: 534

جواب:

- در هر صورت خريد و فروش از مؤسسه و نانوايى صحيح است ولى تصرف در آن در صورتى جايز است که به متولى شرعى مراجعه و از او زمين مؤسسه و نانوايى اجاره شود.

سوال 38 :

- در زمين زيد نهرى است که زمين‌هاى عده‌اى از اهل روستا شرب مى‌شود زيد لب نهر يا نزديک آن غرس اشجار از صنوبر و غيره مى‌کند بديهى است که اشجار آب شرکاء را که هر کدام يک ساعت يا چند دقيقه نوبت او است جذب مى‌کند و اشجار از آب آنها است آيا بدون رضايت مالکين آب درخت نشاندن کذائى جايز است يا نه؟ و فرقى بين سيره اهل قريه و عدم آن هست يا نه؟

جواب:

- در صورتى که حقى براى او در استفاده از آب نهر نباشد جايز نيست و در فرض استفاده ضامن قيمت آن است.

سوال 39 :

- چند نفر در زمان طاغوت در اراضى بائر و موات تعداد هفت حلقه چاه حفر کرده‌اند ولى اينها هنوز از چاهها استفاده نکرده بودند که رژيم طاغوتى سرنگون شد و آن افراد يا از ترس يا جهات ديگر به سراغ چاهها و زمين نرفتند و ديگران بعد از انقلاب يکى از چاهها را تعمير نموده و با موتور آب آن را کشيده و حدود شايد صد هکتار از آن زمين موات را کشت نمودند و از طرف هيئت واگذارى زمين هم آمده محل مزبور را ديده و اجازه کشت دادند بنابر اين بفرماييد اولا آيا با حفر چاه براى چند نفر اوّل‌

استفتاءات، ج‌2، ص: 535

حقى مانند حق التحجير يا حق اولويت ثابت است يا خير؟ و بر فرض عدم ثبوت حق تکليف اين اشخاص فعلى نسبت به چاه و آب آن چيست؟

جواب:

- اگر در ملک مشروع چاه حفر شده يا در زمين موات به قصد تملک حفر کردند تصرف در آب چاه موقوف بر اجازه مالک است.

سوال 40 :

- در پايين زمينهاى مزروعى منطقه‌اى يک قطعه زمين چمنزار مى‌باشد که سالها حيوانات از چراگاه آن استفاده نموده و سابقه زراعت نداشته سپس کسى آن را احياء کرده و براى زراعت آماده نموده ولى جوى آب ندارد آيا مى‌تواند از زمينهاى مزروعى ديگران براى آب دادن زمين خود که تازه احداث نموده جوى آب حفر نمايد يا خير؟

جواب:

- زمين چمن اگر مالک شرعى دارد اختيار آن با مالک است و اگر از موات اصلى شمرده مى‌شود و حريم ملک ديگرى نيست ديگران مى‌توانند آن را احياء کنند و در هر صورت تصرف در ملک ديگرى براى حفر جوى آب منوط به اجازه مالک است.

لزوم رد مال غصبى و يا بدل آن به مالک‌

سوال 41 :

- فردى در مدرسه‌اى سکونت داشته و به شرايط جواز سکونت در

استفتاءات، ج‌2، ص: 536

آن عمل نکرده و در مدت سکونت جمعا مبلغ ده هزار تومان به عنوان شهريه از آن مدرسه گرفته است، و الآن مى‌داند که اگر اين مبلغ را به متولّى آن مدرسه برگرداند به مصرف واقعى آن نخواهد رسيد و از طرف ديگر مى‌خواهد آن را برگرداند تا مديون نباشد بفرماييد آن را به چه مصرفى برساند؟

جواب:

- اگر از وجوه شرعيه است بايد به حاکم شرع و اگر از موقوفه است به متولى شرعى مراجعه شود.

سوال 42 :

- شخصى در زمان طاغوت ملک ديگرى را که در اجاره او بوده به دستور اصلاحات ارضى به نام خود ثبت نموده است و آن شخص هم فوت نموده آيا ورثه نامبرده اگر بخواهد ملک را به صاحب اصليش برگرداند از لحاظ شرعى و قانونى مجاز است يا خير؟

جواب:

- ردّ ملک به مالک شرعى آن لازم است.

سوال 43 :

- شوهر من در زمان طاغوت مقدارى از اجناس دولت را به منزل آورده حال که تصميم به عودت آن داريم آيا آنها را حتما بايد به جاى اولش برگردانيم يا اينکه به پيشنماز محل تحويل دهيم؟

جواب:

- اگر از اموال دولتى است بايد به دولت برگردد.

سوال 44 :

- دو نفر از کرج از مخابرات آن شهر تقاضاى تلفن کرده و مبلغ مربوط به آن را نيز پرداخت کرده‌اند و خود مخابرات هم به وجه مأخوذه اعتراف دارد و آن دو نفر را جزو مشترکين خود مى‌داند ولى هنگام صدور

استفتاءات، ج‌2، ص: 537

شماره تلفن، عالما عامدا و بدون اجازه مالکين و خريداران اين دو شماره تلفن را به اسم دو نفر ديگر صادر نموده است آيا با ارتکاب اين عمل کار غصب انجام داده يا خير؟

جواب:

- اين عمل جايز نيست و در فرض مرقوم بايد به صاحبان آنها برگردد.

سوال 45 :

- شخصى در زمان طاغوت از جهت اينکه در محلّى رئيس خانه انصاف بوده مردم را جريمه کرده است که در سابق اين پول به دادگسترى داده مى‌شده است ولى اين جريمه‌ها را رد نکرده و فعلا در پيش او است آيا بايد به دادگسترى رد کند يا به افراد جريمه شده بدهد يا به مخارج ده برساند يا به مقام ديگرى بدهد؟

جواب:

- بايد به صاحبانش ردّ کند.

سوال 46 :

- در زمان طاغوت يک عدّه افراد، از شرکت نفت وسايلى از قبيل سيم و لوله و آهن سرقت کرده‌اند و مال بعضى هم خيلى قابل اهميت است نسبت به اين اشخاص راجع به اين اموال چه مى‌فرماييد؟

جواب:

- بايد برگردانند.

سوال 47 :

- شخصى در حين مرض موت که تقريبا شصت هزار تومان مقروض بوده و زمينى داشته که مقدارى از آن هم در گرو همين پول بوده است و مقدار سى هزار تومان ديگر هم به طور غصبى به مردم بدهکار بوده‌

استفتاءات، ج‌2، ص: 538

است بعضى از افرادى که از مسائل شرعى آگاه نبوده به فرد مذکور گفته‌اند که: تو به وسيله زمين مستطيع هستى و حال آنکه مقدارى از زمين را به طور غصبى در تصرف داشته است و وصيت نموده است که ثلث زمينم را بفروشيد و از جانب من به حج برويد و بعد خودش در همين مرض فوت کرده است و دو پسر و يک دختر صغير نيز دارد، تکليف وصىّ و اقارب او در اين باره چيست آيا زمين غصبى و پول غصبى را به صاحبانش مسترد کنند و يا اينکه حج نيابتى انجام دهند؟ در حالى که ثلث زمينش نمى‌تواند هم حقوق مردم و هم خرجى مکه را ادا کند لطفا بفرماييد کدامش مقدم است؟

جواب:

- آنچه غصب شده جزؤ ترکه نيست بايد به صاحبانش برگردد و آنچه که از ترکه محسوب است ثلث آن صرف وصيّت و دو ثلث ديگر بين ورثه تقسيم مى‌شود و حج در فرض وجوب بايد انجام شود و اگر ثلث کافى نيست از اصل مال تکميل شود.

سوال 48 :

- بنده مدت دو سال پيش جايى کار مى‌کردم و الآن بيکار هستم ماجراى من از اين قرار است که من در بازار در يک مغازه کار مى‌کردم بعد در آنجا مسؤول خريد اجناس از بازار شدم که شيطان در من رخنه کرد و وسوسه نمود و من مقدارى از پولها را با فاکتورهاى جعلى بر مى‌داشتم و مبلغى هم حقوق مى‌گرفتم لذا مبلغى پول حلال مخلوط به حرام جمع کردم و حال از اين کار خود بسيار پشيمان هستم و چون فردى مسلمان هستم مى‌خواهم راهى پيدا کنم تا از اين عذاب وجدان راحت شوم ولى مبلغى از آن پولها را خرج کرده‌ام و حال بيشتر از نصف آن را در اختيار

استفتاءات، ج‌2، ص: 539

دارم که در حدود ششهزار تومان مى‌باشد لطفا مرا در اين زمينه راهنمايى فرماييد.

جواب:

- از پول خرج شده هر مقدار يقين داريد مال غير بوده بايد عوض آن را به مالک برسانيد و نسبت به پول موجود که مقدارى از آن مال غير است بايد از مالک کسب رضايت نماييد يا به او ردّ کنيد.

سوال 49 :

- در زمان تظاهرات عليه رژيم طاغوت کالايى که قيمت آن حدود دو هزار تومان بوده است از منزل شخصى از افراد رژيم سابق که مردم خانه او را خراب کرده و آتش زده بودند به دست اينجانب رسيده و مورد استفاده شخصى قرار گرفته است با توجه به اينکه شخص مذکور بعد از پيروزى انقلاب اسلامى اعدام گرديده و خانواده‌اش نيز به جاى ديگرى رفته‌اند که دسترسى به خانواده او مشکل است بفرماييد حکم استفاده از آن کالا تا کنون و يا بعد از اين چيست؟

جواب:

- کالاى مسروقه بايد به ورثه او برگردد با مراعات مقررات دولت اسلامى.

سوال 50 :

- شخصى در زمان طاغوت که در اوان تکليف و يا بيشتر بوده مقدارى از اموال عمومى و يا به تعبير ديگر بيت المال را مصرف نموده است به عنوان مثال رفته در اداره برق سيمهاى مسى بى‌فايده و امثال آن را جمع کرده و فروخته و يا کاغذهاى اطلاعيه را که در آنزمان براى امور مختلف مملکتى بوده و دست بزرگترها بوده برداشته و به قصابى فروخته و يا از

استفتاءات، ج‌2، ص: 540

استفتاءات ج‌2 545 س 63 ..... ص : 545

کاغذهاى امتحانى دبيرستانى به طور شخصى استفاده کرده و يا مقدار مختصرى پول به دست آورده، که تمام اين موارد و امثال آن اولا در زمان طاغوت بوده و ثانيا از روى جهالت و نادانى بوده حال که اين شخص متنبّه شده و مخصوصا اينکه حکومت اسلامى است مى‌خواهد خودش را برئ الذّمه کند لطفا راهنمايى بفرماييد که براى برئ الذمّه شدن شخص مذکور با توجه به اينکه مقدار دقيق آن پولها و پول آن اشيا و کالاها را نمى‌داند چه مقدار پول بدهد، حد اکثر را در نظر بگيرد يا حداقل را و به چه حسابى واريز کند يا کجا بفرستد؟

جواب:

- اجناس برداشتى را ضامن است بايد عين يا قيمت آن را به بيت المال برگرداند.

سوال 51 :

- در حجره يکى از تجّار مشغول کار بودم صاحب حجره کارخانه روغن کشى اتومبيل نيز داشت. پس از مدّتى متوجّه شدم که حساب افراد ضعيفى را که مثلا بشکه خالى، فيلتر روغن و غيره به او مى‌دادند کم ميکرد و چون سواد نداشتند، مثلا 100 کارتن فيلتر را 80 کارتن حساب مى‌کرد- و خيلى از تخلفات ديگر، پس از مدّتى اينجانب هم- که فاقد آگاهى بودم- آلوده شدم و مقدارى از مال وى را به صورت چک يا سفته و وجه نقد بر مى‌داشتم. در حدود سال 54 ترک کار کردم. اکنون متوجّه شدم که اين عمل درست نبوده [است‌] و آن شخص فوت نموده؛ تکليف اينجانب از نظر شرع مقدّس اسلام چيست؟ البته ورثه شخص مذکور حيات دارند.

جواب:

- آنچه از اموال صاحب حجره را برداشته‌ايد- بدون وجه شرعى- بايد در فرض مسأله به ورثه او بدهيد.

استفتاءات، ج‌2، ص: 541

سوال 52 :

- زمان شاه، در مشهد مردم فروشگاه ارتش را آتش زده بودند و اجناس فروشگاه را به بيمارستان امام رضا (عليه السلام) آورده بودند و من چون در آن زمان بى‌پول بودم و بى‌خرجى مانده بودم، يک کيسه برنج از آنجا بردم. و حالا مى‌خواهم وضع خود را روشن کنم.

جواب:

- ضامن هستيد و بايد آنچه را برده‌ايد به محلّش برگردانيد و اگر مربوط به ارتش است به آنجا برسانيد.

سوال 53 :

- کسى چندين سال قبل به ملک شخصى تجاوز نموده و تصرف عدوانى کرده است، صاحب ملک موضوع را به دادگاه ارجاع داده و پس از سالها محاکمه بالأخره شخص متصرّف حاضر شده که اجاره سالهاى قبل را بپردازد و ملک در تصرف او باشد ولى صاحب زمين راضى به اين کار نيست و در اثر بيکارى خود و فرزندانش مى‌خواهد خودش در آن کشت و زرع کند و چون در اسلام رضايت طرفين شرط است و صاحب زمين در اين مدتى که در دست متجاوز بوده راضى نبوده و نيست لذا متمنى است بفرماييد که اولا: آيا ملک به صاحب آن برمى‌گردد يا اينکه بايد در دست متجاوز باشد و او اجرت آن را بپردازد؟ و ثانيا: در اين چند سال کارهايى که در آن زمين از قبيل خواندن نماز و غيره انجام داده حلال بوده يا حرام؟

جواب:

- تصرف در ملک مشروع غير، منوط به اجازه مالک است و اگر مالک اجازه ندهد بايد ملک را تخليه کند و به مالک برگرداند و نماز در مکان غصبى با علم به غصبيت باطل است.

استفتاءات، ج‌2، ص: 542

سوال 54 :

- اينجانب مبلغى بين 22 تا 24 هزار تومان از ارتش دريافت نمودم تا به شرکتى که چند دستگاه بى‌سيم قبلا براى ارتش تعمير کرده بود پرداخت نمايم، شرکت مزبور اسرائيلى بود و به وسيله چند نفر يهودى اداره مى‌شد به محض پيروزى انقلاب، شرکت تعطيل و سردمداران آن فرار کردند و اين پول پيش من ماند، قبل از انقلاب زمينى در منطقه افسريه خارج محدوده داشتم که با فروختن وسايل زندگى و مقدارى قرض از فاميل توانستم يک چهار ديوارى بسازم و چون خيلى بدهکار بودم اين پولها را به قرضهايم دادم و دائما در فکر اين بودم که هر وقت مبلغ فوق به دستم رسيد کسب تکليف نمايم؛ مدتها قبل تقاضاى وام حقوقى نمودم و مبلغ بيست و ششهزار تومان وام گرفتم يک هزار و پانصد تومان به جنگ زدگان کمک کردم و گفتم پانصد تومان از خودم و هزار تومان از پولى که براى شرکت از ارتش گرفتم لطفا بفرماييد اولا اين هزار تومان از آن بابت کفايت مى‌کند يا نه؟ و ثانيا پولى که پيش من هست چکار کنم؟

جواب:

- پول را بايد به ارتش برگردانيد و دادن به جنگ زدگان کافى نيست.

سوال 55 :

- چند سال قبل زنى در کارخانه‌اى استخدام مى‌شود و مشغول کار مى‌گردد با توجه به اينکه کارخانه‌ها قبل از انقلاب خصوصى و در اختيار افراد سرمايه‌دار بوده و اين کارخانه نيز متعلّق به چند نفر بوده که چند تن از آنها بعد از انقلاب اعدام گرديدند چون محصول اين کارخانه پارچه بود اين خانم نيز از آنجا پارچه به خانه مى‌آورده (شايد اسمش دزدى باشد) البته اين امر قبل از انقلاب بوده ولى بعد از انقلاب که کارخانه‌ها ملّى اعلام شد آوردن پارچه توسط اين خانم تقليل پيدا کرد ولى باز چند دفعه‌اى‌

استفتاءات، ج‌2، ص: 543

تکرار شد و پارچه‌هايى را که از آنجا آورده بود به اکثر افراد فاميل و افراد بى‌بضاعت و دوست و آشنا داده و مقدارى هم خود و خانواده‌اش استفاده کرده‌اند البته هنوز هم مقدارى از آن پارچه‌ها به طور استفاده نشده در صندوق مانده ولى بعد از مدتى که از انقلاب مى‌گذشت به خود آمده و از کار خود وجدانا پشيمان شده و خواسته که بداند از نظر شرعى چه تکليفى خواهد داشت آيا مى‌تواند با آن نماز بخواند و اگر نمى‌تواند در چه صورتى اين پارچه‌هايى را که آورده حلال مى‌شود و نماز با آن صحيح است؟

جواب:

- حکم غصب دارد و ضامن است.

سوال 56 :

- اگر زارعى غصبا در ملک کسى زراعت کرد آيا نسبت به مدتى که از ملک استفاده کرده است اجرت المثل را ضامن است يا خير؟

جواب:

- ضامن است.

سوال 57 :

- سيل بندى که احداث اوّليه آن معلوم نيست از چه زمانى و چه تاريخى بوده اين سيل بند به مادرم از پدرش ارث رسيده و مادرم فوت کرده به من ارث رسيده روزى سيل آمده و بند شکسته، پشت بند قناتى بوده که سيل به قنات ريخته خساراتى به بار آورده آيا من ضامن خسارات وارده بر قنات مى‌باشم يا خير؟

جواب:

- صاحب بند ضامن نيست.

سوال 58 :

- عده‌اى دامدار و مالکين حيوانات از قبيل شتر و گاو و گوسفند تعمّدا حيوانات خود را آزاد گذاشته و موجب تعدّى به کشت و زرع ديگران شده و صاحبان کشت هم به آنها اعلام کرده که حيوانات آنها به زرعهاى آنها خسارت وارد مى‌کند اگر صاحبان حيوانات اعتنايى نکرده و آنها را آزاد

استفتاءات، ج‌2، ص: 544

گذاشتند و داخل کشت يا باغ مردم شده و خسارت وارد آوردند آيا صاحبان باغ حق دارند آنها را با تير يا سنگ يا آلت ديگرى به قتل رسانند. و اگر چنانچه رساندند ضامن قيمت آنها هستند يا خير؟

جواب:

- حق ندارند و اگر حيوانات را بکشند ضامنند لکن صاحب حيوانات ضامن خسارات هستند.

سوال 59 :

- اگر چنانچه صاحبان باغ کشت و زرع خود را سمّ پاشى نموده يا در باغ، خرماى مسموم گذاشتند و به صاحبان حيوانات هم ابلاغ نمودند ولى آنها اعتنايى نکرده و حيوانات خود را آزاد گذاشتند تا در نتيجه وارد باغ شده و از خرما يا زرع مسموم خوردند و مردند آيا در اين صورت صاحبان باغ يا زرع ضامن قيمت آن حيوانات مى‌باشند يا خير؟

جواب:

- در اين صورت ضامن نيست.

سوال 60 :

- از سال سوم به بعد دانشجويان حقوق قضائى به عنوان کارآموزى به صورت اختيارى به بخشهاى مختلف دادگسترى اعزام مى‌شوند که بابت اين کارآموزى ماهانه سيصد تومان به دانشجويان پرداخت مى‌شد که از اين طريق نيز من وجوهى دريافت نموده‌ام البته من چون با حجاب بودم عملا آن چنان که بايد مرا تحويل نمى‌گرفتند و در نتيجه کارآموزى به معناى واقعى خود نيز صد در صد صورت نمى‌گرفت شايد لازم به تذکر باشد که مبالغ دريافتى صرف مخارج تحصيل يا هديه به دوستان و خويشان يا انفاق به فقراء و ... مى‌شد که البته مى‌دانم چون در اصل اين وجوه اشکال داشته انفاق نيز مورد قبول نخواهد گرفت آيا من وجوه دريافتى را ضامن مى‌باشم يا

استفتاءات، ج‌2، ص: 545

نه؟

جواب:

- مبلغ نامبرده را ضامن نيستيد مگر اينکه تقصير از شما باشد.

سوال 61 :

- در رژيم قبل استخدام شدن در دو محل، خلاف قانون بوده است حال اگر کسى در رژيم سابق در دو محل استخدام بوده و کار خود را در هر دو محل انجام داده باشد و بعد از پيروزى انقلاب اسلامى از يکى از آنها استعفا کرده باشد آيا با فرض مذکور لازم است حقوق يکى از آنها را به دولت اسلامى برگرداند يا لازم نيست؟

جواب:

- در فرض مرقوم زائد بر اجرة المثل کار انجام شده در محل دوّم را ضامن است بايد برگرداند.

سوال 62 :

- شخصى براى اينکه بتواند سنگهاى پايه کوه را به ده ببرد و از آنها استفاده کند علفهاى خشک آنجا را آتش زده که سنگها از زير علفها پيدا شوند متأسفانه اين آتش به نخلستان رسيده و مقدارى از نخلهايى که موقوفه بوده و همچنين نخلهايى که براى قضاى نماز و روزه وقف شده بوده را هم مى‌سوزاند وظيفه اين شخص چيست؟ آيا ضامن خسارات وارده مى‌باشد يا نه؟

جواب:

- ضامن است و بايد از عهده آن برآيد.

سوال 63 :

- حسب نظر مبارک در تحرير الوسيله جلد دو ص 563 مسأله 15- در جريان تصادف وسائط نقليه طرفين ضامن نصف ديه و نصف قيمت وسيله نقليه يکديگر مى‌باشند در اين فرض چنانچه يکى از طرفين يا هر دو مصدوم‌

استفتاءات ج‌2 552 س 76 ..... ص : 551

استفتاءات، ج‌2، ص: 546

شوند آيا در خصوص هزينه معالجات و نيز اگر يکى از مصدومين يا هر دو فوت کنند هزينه کفن و دفن نيز به همين نسبت است يا در اين دو مورد ضمان نيست؟

جواب:

- نسبت به مخارج معالجات و يا مصارف کفن و دفن و يا تعمير وسيله نقليه ضمان ثابت نيست.

سوال 64 :

- آيا بعد از حکم قاضى به انفاق پدر نسبت به فرزندان اگر انفاق ننمود مى‌توان از او مقدار خرج شده را از باب نفقه گرفت يا چون امر به استدانه نبوده نمى‌شود وصول کرد حتى اگر خرج کننده برايش مشکل و در مشقّت قرار گرفته باشد؟

جواب:

- وجوب انفاق پدر نسبت به فرزندان تکليف است و مخالفت آن معصيت است لکن دين نمى‌شود و چنانچه خرج کننده به درخواست پدر خرج کرده باشد پدر ضامن است و در غير اين صورت ضامن نيست.

سوال 65 :

- مسأله گو اگر در بيان مسأله حقوقى اشتباه کرد مثلا گفت بعضى از اشياء خمس دارد و کسى که اين مسأله را شنيده بود بدان عمل کرد و خمس داد سپس معلوم شد که مسأله‌گو اشتباه کرده و شي‌ء مزبور خمس نداشته آيا اين گوينده ضامن است يا خير؟

جواب:

- مسأله‌گو در فرض سوال ضامن نيست.

استفتاءات، ج‌2، ص: 547

سوال 66 :

- کارگرى در کارخانه دستش لاى دستگاه رفته و قطع شده آيا کارفرما ضامن است يا خير؟

جواب:

- ضامن نيست مگر در صورتى که کارخانه براى استخدام مقرراتى در اين باره داشته باشد که اگر استخدام مطابق مقررات بوده بايد بر طبق آن عمل شود.

سوال 67 :

- در محلى چند نفر نزاع خصوصى داشتند افرادى از محل ديگر با وسيله‌هاى سرد به کمک يکى از اين افراد آمدند و ماشين همراه داشتند و وارد منزل آن کسى که به کمکش آمده بودند شدند، طرف ديگر مخاصمه در محلّى که افراد به کمک وارد شده بودند شروع به فحاشى کرده که اين افراد را از خانه بيرون بياورند و نزاع را محلى قلمداد مى‌نمايد در حينى که آن شخص فحاشى مى‌کرده يکى از بستگان او وارد حسينيه محل شده و مردم را تحريک کرده و اين افرادى که وارد منزل شخص اوّل شده بودند را چماق بدست و مخالف دين معرفى مى‌کند در اين ضمن درگيرى شروع شده و اکثر مردم محلّ که اطلاع از اين نزاع خصوصى نداشتند گمان کردند که اين افراد مخالف دين اسلام هستند و افرادى که در منزل مذکور بودند براى حفظ جان خود ماشين را جا گذاشته و از آن محل فرار نمودند و افرادى که فرار شدگان را به گمان خودشان مخالف دين مى‌دانستند ماشين آنها را آتش زدند، حال خسارت ماشين به عهده چه کسى و يا گروهى مى‌باشد؟

جواب:

- خسارت بر کسانى است که ماشين را آتش زده‌اند.

استفتاءات، ج‌2، ص: 548

سوال 68 :

- قطعه زمينى بين وارثان تقسيم مى‌شود و هر کدام از آنها سهميه خود را به ارث مى‌برند ولى يکى از وارثين زمين خود را که تقريبا به اندازه يک باب مسکونى کوچک است بدون ايجاد ساختمان يا زراعت يا چيز ديگرى در آن، به مدّت پانزده سال بلکه بيشتر رها مى‌کند و سراغ زمينش نمى‌آيد و چون منزل او در شهر ديگرى بوده است و الآن پيدا کردن آن مشکل است آيا جايز است در آن زمين تصرفاتى از قبيل ايجاد ساختمان نمود يا خير؟ و اگر جايز نيست پس تکليف اين قطعه زمين شرعا چه مى‌شود؟

جواب:

- اختيار زمين به دست مالک شرعى آن است و تصرف ديگرى بدون رضايت مالک جايز نيست.

سوال 69 :

- شخصى برادر خود را وکيل مى‌کند که اموال منقول و غير منقول او را طبق صلحنامه ثبت کند ولى او به دلخواه خود به نام عدّه‌اى که خارج از صلحنامه بوده ثبت مى‌کند آيا وکيل نسبت به خارج از صلحنامه ضامن است يا نه؟

جواب:

- اگر ثبت دادن موجب تضييع مال بر مالکش شده ضامن است.

سوال 70 :

- اگر کسى مبلغى پول از بابت همين مبارکين از مقلدين حضرت امام دريافت نمايد به قصد اينکه به نماينده امام برساند در اين ميان بدون تفريط مفقود شود آيا مفقود کننده ضامن است يا خير؟ در صورت عدم ضمان ذمه صاحب وجه برئ مى‌شود يا خير؟ در صورت عدم برائت ذمه، جهت پرداخت وجه استجازه مجدد از صاحب پول لازم است يا خير؟

استفتاءات، ج‌2، ص: 549

جواب:

- اگر حامل امانت در حفظ آن تعدّى و تفريط نکرده ضامن نيست. ولى اگر از طرف مرجع تقليد صاحبان پول، وکيل در اخذ وجوه نبوده وجه مزبور بابت وجوه محسوب نيست و صاحبان پول بايد بدهى خود را دوباره پرداخت نمايند.

سوال 71 :

- اگر در حين انجام وظيفه توسط کارمند متعهد و مسؤول که مشغول رفع خرابى از يک سيستم متعلّق به دولت است خسارتى بر يک قسمت از دستگاه وارد شود و قسمتى از آن بسوزد با توجه به اينکه کاملا مشخص و محرز است که شخص نامبرده سعى خود را نموده هيچ گونه غرض و اهمال کارى در بين نبوده است آيا خسارت آن به عهده کارمند است يا خير؟

جواب:

- اگر خسارت را او بر دستگاه وارد نکرده ضامن نيست ولى اگر او خسارت زده ضامن است.

سوال 72 :

- کسى که ماده منفجره حمل مى‌کرد و نمى‌دانسته اين ماده منفجره است شخص بالغ و عاقل ديگرى خودش ولى با رضاى حامل آن را برداشته و داشته مى‌برده که ناگهان در دستش منفجر شده و دستش را قطع کرده، حکمش چيست؟

جواب:

- اگر تسبيبى از ديگرى در بين نبوده کسى ضامن نيست.

استفتاءات، ج‌2، ص: 550

سوال 73 :

- مردم مقدارى سهمين به اينجانب دادند که به حضورتان برسانم و در جاى امنى نگهدارى مى‌شد تا اين که در اثر جنگ تحميلى در خرمشهر جا ماند آيا اينجانب ضامن هستم يا خير؟

جواب:

- اگر در حفظ امانت کوتاهى نکرديد و در ايصال آن مماطله ننموديد ضامن نيستيد

سوال 74 :

- اينجانب مسؤول آموزش و پرورش يکى از بخشهاى خرم آباد در رابطه با کار امتحانات مدارس و گرفتن سوالات امتحانى از مرکز استان و انتقال آنها به مرکز بخش چندين بار مسير فوق را بدون اخذ حق الزحمه رفت و آمد کرده‌ام و صرفا به خاطر خدا و حسن انجام امتحانات، بدون در نظر گرفتن وقت مقرر ادارى و جهت تسريع در کارها با يک دستگاه خودرو آموزش و پرورش طى مى‌کرده‌ام که يکى از روزها در بين راه با يک ماشين بنز خاور تصادف نموده و منجر به خساراتى گرديد اگر از نظر مقررات راهنمائى و رانندگى اينجانب مقصّر شناخته شوم خواهشمند است پاسخ سوالات زير را بفرماييد:

1- آيا انجام تعميرات خودرو از محل اعتبارات اداره آموزش و پرورش منع شرعى دارد يا خير؟

2- اگر در اين تصادف من جان خود را از دست مى‌دادم با عائله‌ام چگونه مى‌بايست رفتار مى‌شد؟

3- با توجه به عدم امکانات امنيّتى اگر در چگونگى حمل سوالات مشکلى به وجود مى‌آمد مثلا از بين مى‌رفتند تکليف اينجانب چه مى‌بود؟

4- خسارت وارده به خودرو ديگر و جلب رضاى راننده آن چطور است؟

استفتاءات، ج‌2، ص: 551

جواب:

- اگر تشخيص داده شود که خسارات وارده مستند به شما است ضامن هستيد و بر عهده ديگرى نيست مگر اينکه قرار بيمه‌اى در کار باشد.

سوال 75 :

- اينجانبان مالکين شش دانگ باغ که موروثى اينجانبان است بوده و تقريبا يکصد سال قبل احداث شده و داراى درختان کهن است و اخيرا درختان جديدى در آن احداث کرده‌ايم و از محل درآمد باغ مذکور تأمين مى‌شويم، اخيرا جهاد سازندگى اقدام به تأسيس سدّى نموده که در اثر احداث سدّ باغ اينجانبان به زير آب رفته و به کلّى از بين رفته است و مدّتى است که جهت دريافت خسارت باغ خود و درختان از بين رفته به جهاد سازندگى مراجعه مى‌کنيم ولى هيچ نتيجه‌اى عايد نشده است از آن مقام محترم استدعا داريم مقرر فرماييد که آيا جهاد سازندگى خسارت وارده بر ما را ضامن است يا نه؟

جواب:

- با فرض اينکه در اثر بناى سدّ، آب به باغ مردم افتاده و ضرر وارد کرده است بنا کننده سدّ بايد از عهده خسارت وارده برآيد.

سوال 76 :

- اينجانب به منظور تحصيل به مدت سه سال دور از خانواده در شهرستان شيراز بسر مى‌بردم و به علّت معاشرت با دوستان ناباب دچار انحرافاتى گرديدم، از جمله دزديدن تعدادى آب پرتقال و کنسرو ماهى از چند سوپر مارکت شيراز با وجود آنکه قدرت خريد آنها را داشتم، اينک که‌

استفتاءات، ج‌2، ص: 552

استفتاءات ج‌2 558 س 89 ..... ص : 558

با پيروزى انقلاب تحوّلى در من ايجاد شده و از درگاه خداوند طلب مغفرت نموده‌ام در مورد چگونگى پرداخت حق الناس و تکليف شرعى که در اين مورد به عهده من است از آن حضرت تقاضاى تکليف دارم؟

جواب:

- ضامنيد و بايد از عهده آن برآييد.

سوال 77 :

- شخصى عمدا سنگى انداخت و شيشه اطاق شخصى را شکست آيا ضامن است که قيمت يا خود شيشه را بدهد يا نه؟

جواب:

- ضامن است.

سوال 78 :

- يک زارع از شخصى تخم زراعت خريده و با زحمات و هزينه‌هاى زياد همان تخم را کاشته است در موقع برداشت محصول معلوم شده آن شخص تقلب نموده و تخم بد يا عوضى بوده است در نتيجه آقاى زارع زحمات يک ساله‌اش برباد رفته و به ضرر افتاده است آيا خسارت زارع را فروشنده تخم بايد بدهد يا نه؟ و اگر فروشنده بگويد که سهوا اين کار شده است در اين صورت وظيفه چيست؟

جواب:

- خسارات زرع بر فروشنده نيست ولى اگر چيزى که خريده معيوب بوده در فرض مسأله مى‌تواند تفاوت قيمت صحيح و معيوب آن را بگيرد.

سوال 79 :

- جهيزيه زنى که در منزل شوهرش بوده و هر دو با هم در يک منزل زندگى مى‌کردند ولى بعدها بين آنان مرافعه شده و خواسته‌اند جهيزيه‌

استفتاءات، ج‌2، ص: 553

زن را تحويل بگيرند بعضى از ارقام جهيزيه در خانه موجود نيست زن مى‌گويد شوهرم برده و مرد هم مى‌گويد زن و اقوام آن برده‌اند و هيچ گونه شاهدى در کار نيست آيا مرد به صرف اينکه جهيزيه در خانه او بوده ضامن شناخته مى‌شود يا خير؟

جواب:

- ضامن نيست و ادعاى زن بايد ثبوت شرعى پيدا کند.

سوال 80 :

- در دهى يک نهر آب عمومى مى‌باشد که از آن مزارع و باغات مشروب مى‌شوند و از سه سال قبل نهر مذکور بر اثر ريزش، به باغ مشجرى برخورد نموده و از نظر اعيان در درختان ميوه و غيره و سنگ چين ديوار باغ مزبور ايجاد خسارت کرده و يک قسمت از باغ فاقد بازده محصول سالانه شده است صاحبان املاک ذى نفع نهر، نهر را به وسيله ورق آهن سفيد تغيير جهت داده‌اند به طورى که نهر را با آهن سفيد و چوب پايه بندى نموده و تغيير شکل نيز داده‌اند و آب را عبور داده‌اند، صاحب باغ بر اثر ريزش احتمالى از فيما بين چوبها با تحمل خسارت قبلى قادر به تجديد اعيان و مرمّت نيست مضافا بر اينکه قبل از تخريب باغ فوق الذکر از چندين نقطه مختلف نهر انشعاب آب داشته و مشروب مى‌گرديده است که فعلا به دليل تغيير جهت و شکل نهر امکان آبيارى از يک جا هست و خسارت ديگرى نيز از اين راه متوجه باغ شده است آيا صاحبان املاک ذى نفع از نهر در هر دو صورت ضامن ضرر وارده مى‌باشند يا خير؟ ثانيا آيا بايد نهر را به نحوى درست نمايند تا صاحب باغ بتواند از جاهاى اوليه آبيارى نمايد و از ريزش نهر در امان باشد و اشجار خود را مرمت نمايد يا نه؟

استفتاءات، ج‌2، ص: 554

جواب:

- اگر ريزش نهر و خساراتى که به باغ وارد شده بدون تعدّى و تفريطى از طرف آنها بوده ضامن نيستند ولى تغيير مسير نهر بدون رضايت تمام شرکاء جايز نيست و موجب ضمان است.

سوال 81 :

- يک گاراژ باربرى، محمولاتى را در کاميون گذاشته و پس از چادرکشى و طناب کشى و ساير وسايل حفاظت طبق صورت حساب گاراژ اين کاميون به راننده‌اى داده شده که آنها را به مقصد شهرستان برساند و راننده پس از پيمودن صد کيلومتر از راه متوجه مى‌شود که محمولات ماشين مشتعل شده، فورا پياده شده و با کمک وسايل خود و ديگران آن را خاموش مى‌کند که مقدارى از محمولات و اطاق عقب ماشين مى‌سوزد و ژاندارمرى راه از قضيه اطلاع پيدا کرده و آن را صورت جلسه قانونى کرده و قيد مى‌کند که ماشين به علت نامعلومى آتش گرفته است حال با توجه به اينکه گاراژدار ماشين را کاملا چک و کنترل کرده و محمولات از قبيل مواد آتشزا نبوده و اين پيش آمد پس از صد کيلومترى شهر بوده، محمولاتى که سوخته آيا ضمانتى براى گاراژدار در مقابل بازرگانان صاحب بار هست يا خير؟

جواب:

- اگر کوتاهى در حفظ بار نشده و بدون تعدّى و تفريط مسؤول گاراژ يا راننده تلف شده کسى ضامن نيست.

سوال 82 :

- آيا جمهورى اسلامى ايران مسؤوليتى براى پرداخت حقوقى که به ناحق در رژيم ستم شاهى در سال 1354 از اشخاص حقيقى و يا حقوقى‌

استفتاءات، ج‌2، ص: 555

در اداره بنادر و کشتيرانى خرمشهر و امثال آن تضييع گرديده است پس از اثبات آنها در دادگاههاى صالحه به عهده دارد يا خير؟ و آيا حضرت عالى اجازه طرح اينگونه دعاوى را در دادگاههاى کنونى خواهيد فرمود؟

جواب:

- اگر کسانى که حقوق را تضييع کرده‌اند موجود باشند مى‌توانند بر عليه آنها ادّعا کنند و حقوق را از ايشان مطالبه نمايند.

سوال 83 :

- زمينى را از بنگاه دارى، که خود مالک زمين بود خريدم، بعد از تعيين حدود و مشخّصات توسط مالک و صاحب زمين، آن زمين را ساختم. بعد از پايان کار معلوم شد که قسمتى از ساختمان من در زمين مجاور قرار گرفته و اکنون اگر بخواهم صاحب زمين مجاور را راضى کنم، بايد متحمّل خسارات مادّى زيادى شوم، آيا مى‌توانم خسارات وارده را از فروشنده بگيرم يا نه؟ چون حدود آن را نادرست معيّن کرده بود.

جواب:

- مالک شرعى زمين، حق دارد زمين خود را مطالبه کند، اگر شما متحمّل خسارتى شويد و مغرور از طرف فروشنده باشيد، مى‌توانيد خسارات را به او رجوع کنيد.

سوال 84 :

- پس از عرض سلام و ادب، شخصى، شخص ديگرى را وادار کرد که يک قوطى روغن حيوانى از منزل شخصى بربايد، و اين عمل انجام شد- در حدود 45 سال پيش- و الآن آن چند نفر مرده‌اند (صاحب مال و دزد و

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

حریم قریه‌

No image

حریم نهر

No image

حریم قنات:

No image

مشترکات راهها

پر بازدیدترین ها

No image

اختیارات قیّم‌

No image

وقف متعذّر المصرف‌

No image

هبه کلیمى‌

No image

تصرّف در اموال دیگران‌

No image

مستثنیات دین‌

Powered by TayaCMS