ظاهریه

ظاهریه

ظاهريه

دکتر محمد جواد مشکور

شخصيت داودظاهرى

او ابـوسـليمان داود بن على بن خلف , اصفهانى تبار, بزرگ شده بغداد و بنيانگذار مذهب ظاهرى است .

او بـا زهـد پـرورش يـافـت و ورع بـسـيـار داشـت .

نزد شاگردان شافعى علم آموخت و به دست آنان پرورده شد.

او در آغـاز بـسـيـار شـيـفـتـه شـافـعى بود و به مذهب وى سرسختى نشان مى داد .

اما بعدها, با حـفـظاحـتـرام آن پيشواى ارجمند, اين مذهب را واگذاشت و خود مذهب ظاهريه را بنيان نهاد وپيشوايى علمى به او رسيد و بدين سان پيشواى پيروان مذهب ظاهرى شد.

او يکى از سران مکتب حديث شمرده مى شود, چه , وى بيش از همه به حديث تمسک مى کردو در پذيرش و استناد به ظاهر آن و ترک قياس تندروى داشت .

او هيچ گونه قياس و تعليلى رانپذيرفت و هـر چـه را بـا راى ارتـباط دور يا نزديک داشت رد مى کرد, و به همين دليل نقطه مقابل مذهب حنفيه به شمار مى آيد.

البته او همچنان که راى را نمى پذيرفت تقليد را هم روا نمى شمرد و بر اين عقيده بود که عمومات نصوص کتاب و سنت هر پرسش را پاسخگوست .

اسـاس مـذهـب او عـمـل بـه ظـاهـر کتاب و سنت و عمل به اجماع صحابه ـ و نه اجماع ديگران آاست ((104)) .

يکى از درخشانترين شخصيتهاى فقهى که به يارى اين مذهب برخاست و کاخ آن رابرافراشت ابن حـزم ظـاهـرى است که بنيانگذار حقيقى مذهب ظاهرى به شمار مى رود .

به همين دليل مناسب مى دانيم اندکى درباره او سخن به ميان آوريم .

ابن حزم ظاهرى (384ـ456 ه . ق ) او عـلـى بـن احمدبن حزم و کنيه اش ابومحمد است .

در قرطبه اندلس ديده به جهان گشوده , و دردوران مـسـتـظـهـر عـبـدالـرحـمـن بن هشام (414 ه . ق ) عهده دار وزارت شده است .

او از خاندانى برخاست که در حکومت اندلس نقش و جايگاهى داشتند.

از هـمـان کـودکى به دانش اندوزى روى آورد و در آغاز به فقه مالکى که در آن زمان فقه رايج در اندلس بود گراييد .

اما پس از چندى مذهب شافعى را فراگرفت و سرانجام گرايش داودظاهرى مبنى بر دعوت به تمسک به ظاهر متون کتاب و سنت و عقيده به بطلان قياس را درپيش گرفت و عاقبت داراى شيوه مستقلى در انديشه و تحليل شد.

عوامل مهمى در شکل دادن به شخصيت ابن حزم نقش داشته اند که مهمترين آنها استعداد ونبوغ شـخصى بويژه حافظه قوى اوست که به کمک آن توانست همه گونه هاى علوم و روايات صحابه و تابعين را فراگيرد و حفظ کند .

در کنار اين عامل , تاثير محيط زندگى و اساتيد جهت دهنده به او نيز نقش خاص خود را داشته است ((105)) .

ويژگى عمومى فقه ظاهرى

فقه ظاهرى از ويژگيهاى ذيل برخوردار است : الف ـ اين فقه به طور عام فقه ظواهر کتاب و سنت و به طور خاص فقه حديث است .

ب ـ بسنده کردن اين فقه به برخى از منابع استنباط احکام , و نپذيرفتن عمل به قياس و اجماع غير صـحابه و ساير منابع تبعى تنگناها و مشکلاتى را در احکام فقهى , بويژه در بسيارى ازمعاملاتى که مردم بدان نيازمندند در پى آورده است ((106)) .

ج ـ ايـن فـقـه , بـرخـلاف فـقـه حنبلى , هر عقد و شرطى را که به نص يا اجماع ثابت نشده باشد بـاطـل مـى شـمارد و براى اين نظر خود به دلايلى استناد مى کند از جمله اين حديث پيامبر(ص ) که فرمود: (هر کس عملى به جاى آورد که فرمان ما بدان نيست , مردود است ). ((107))

کتاب: فرهنگ فرق اسلامى

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

پر بازدیدترین ها

No image

درباره اصطلاح شیعه

No image

تاریخچه تشیع

No image

حنفى

No image

مالکی

Powered by TayaCMS